ملیت گرایی روند تعیین کننده قرن بیست و یکم خواهد بود و به احتمال فراوان اتحاديه اروپا دستخوش فروپاشی شود.
از طرفی، اثر ملیتهای خارجی در کشور مهاجرپذیر، عامل مهمی است که در قدرت نرم دولتها موثر است.
درباره جمعیت چین و هند، زیاد نوشته شده است، اما اغلب به 60 ميلیون چینی و 20 ميلیون هندی ساکن خارج از کشور که کشورهای میزبان را تحت تأثیر قرار دادهاند، معمولاً توجه نمیشود.
ناپایداری ناشی از نابودی محیط زیست در کشورهای در حال توسعه، سیل مهاجران بیشتری را به اروپا روانه میکند که مشابه پدیدهای است که موجب سقوط امپراتوری روم در قرن پنجم شد. نواحی احتمالی مهاجرفرست، آفریقا، خاورمیانه و آسیای میانه هستند که تحت تأثیر کمبود باران و آب، کاهش تولید غذا، بالا آمدن سطح دریاها و تعصّب گرایی تندرو، قرار دارند. اثرات این شرایط ابتدا بشکل جانبی است، اما این مسأله با از بین رفتن مرزها و جمعیت فراوان شهری، کنترل ناپذیر خواهد بود.
جمعیت، تحت تأثیر سیاستها قرار میگیرد. مردم در سراسر جهان، فرزندان کمتری خواهند داشت. مشکلی که این مسأله را ایجاد میکند، بودجه بازنشستگی است (که نیاز به مالیاتهای بیشتری دارد) اما اثرات دیگری هم دارد. " فیلیپ لانگمن،" از نویسندگان آتلانتیک، اشاره میکند که اگر نسلی جمعیت کمتری تولید کند، میراث ژنتیک آن کاهش مییابد.
این گفته بمعنای آنست که وفاداری به نسل در طول زمان کاهش مییابد. افزون براین، شمار زیادی از کسانی که قصد بچه دار شدن دارند نسبت به کسانی که ندارند، محافظه کارتر میشوند. برای مثال در سال 2004 ایالتهایی که به بوش رای دادند، نسبت به ایالات دیگری که به جان کری، از حزب لیبرال رأی دادند، نرخ رشدي حدود 12 درصد بیشتر داشتند. به عبارت دیگر عناصر فردگرا و لیبرالِ، تمایل به محو شدن دارند، در حالی که پایبندان به رسوم، وطن پرستان و حتی اصولگرایان، کشورها را به ارث میبرند. سیاستگذاران کنونی از افزایش جمعیت استقبال نمیکنند، که این تنها به خاطر پول نیست.
مادي گرایی در اکثر کشورها در حال افول است. ما اکنون بیش از گذشته، سختتر و طولانیتر کار می کنیم، اما شادتر به نظر نمیرسیم.
همچنین مردم به این نکته پی بردهاند که هویت و حس احترام به واسطه آنچه دارند، یا مصرف میکنند، شکل نمیگیرد. بلکه به واسطه آنچه هستیم و شیوهی زندگی، تعيين میشود. مفهوم شادی کمابیش مترادف جستجوی معنا است. مردم وقت بیشتری در اختيار دارند که با ديگران تعامل کنند. سیاستهای شادی به تدریج به موضوعی کلیدی تبدیل شده و به مرور جایگزین بحث، در مورد توازن زندگی و کار خواهد شد.
سیاستمداران بر اساس توجه به امنیت و قطعیت و بهبود شرایط، انتخاب میشوند. در 50 سال اخیر کاهش مالیات نیز از عوامل مهم بوده است.
رأی دهندهها در آینده، شادی میخواهند، هرچند ممکن است این نیازها مضحک به نظر برسد، اما این روند در حال شکل گیری است.
شادی به طور عمده نوعی الهام است که کسی قادر به خرید آن نیست. همچنین شرایط آن پایدار نمیماند. رأیدهندگان خواستار شادی هستند و سیاستمداران فرصت طلب، قول فراهم آوردن آن را میدهند، كه قطعاً پيامدهاي آن بر سیاستهایی از قبيل زندگي گروهی، جامعه محوري، اوقات فراغت و توجه به خانوادهها، متمركز خواهد شد. البته این روند زمانی که مشکلی فراگیر مثل جنگی بزرگ یا فاجعه اقتصادی به وجود میآید، کمتر مورد توجه خواهد بود.
دکتر سعید خزایی
+ نوشته شده توسط Hadi ghasemi در Tue 20 Jun 2017 و ساعت |
جذبه مدیریتی...ما را در سایت جذبه مدیریتی دنبال میکنید
برچسب: تصویرهایی, نویسنده: بازدید: 71